جعفر شهرى باف

112

طهران قديم ( فارسى )

گرانبهاترين طاق شالها و آويختن سنگين‌ترين چلچراغها و قرار دادن جالب‌ترين شمايل‌ها و نصب خوبترين سياهىها و بيدقها و علم و كتل « 34 » ها و ديگر و ديگر اشياء از قنديل و شمعدان و فانوس و جارو گوى و ديواركوب « 35 » و غيره و مظاهر جنگ و ستيز صحراى كربلا از شمشير و سپر و نيزه و گرز و شش‌پر و زوبين كه با شايستگى و بايستگى تمام جلوه‌گرى كرده مخصوصا نور چراغهاى برق كه در سالهاى اخير بر آنها اضافه شده در و ديوار و اسكلت و چادر و سقف و ستون‌ها را ديدنىتر مىنمود . افتخار بستن اين طاقنماها خود به خود نصيب نميگرديد كه بايد قبلا با پيشكشىها و تقديمىهاى قابل توجه از شاه كسب اجازه بكنند و بهترين طاق‌نماها در اختيار كسى قرار مىگرفت كه پيشكش ارزشمندتر يا تقديمى زيادتر داده باشد و همچنين رسم همه ساله بود كه در شب هشتم محرم اين قرار را با فرستادن نقدينه و تقديمى تازه تجديد كرده از آن سو مفتخر به خلعت شاهانه‌ى طاقشال گرديده اجازهء بستن سال ديگر را دريافت نمايند و مسلم بود كه ارتقاء يا تنزل طاقنماداران كه طاقنماهايشان مقابل جايگاه يا در كنار و دور از ديدگاه همايونى باشد نيز بسته به آن بود كه آخرين پيشكش شب هشتم را ما فوق ديگران يا كمتر از سايرين تقديم كرده باشند . اين همان پولى بود كه جهت هر اتفاق كوچك و بزرگ ديگر بايد بزرگان و صاحبان اسم و رسم حضور سلاطين قجر تقديم بكنند ، مانند رفتن به سفر ، بازگشت از سفر ، روز تولد ، عروسى ، ولادت فرزند ، جشنها و اعياد ، سلام‌ها و رفع خطرها ، نازشست « 36 » ، مهمانىها ، چه در مهمان شدن و چه در مهمان نمودن . نزول اجلال‌ها جهت ملاقات و احوال‌پرسى ، جهت درخواست حكومت و بازگشت از حكومت و خلاصه در هر كار و برخورد بايد با دست پر حضور سلاطين را ادراك كرده هر بار نيز بر آن افزوده به سلاطين

--> ( 34 ) . پرچمى پاچين‌مانند كه بر چوبى كشيده شده ، بر سرش قبه‌اى از برنج يا نقره يا چيزى شبيه پنجه نصب مىكردند . ( 35 ) . لاله دو شاخه و سه شاخه‌ى ديواركوب . ( 36 ) . چنانچه شكارى مورد نشانه قرار مىگرفت و تير شاه به هدف اصابت مىكرد اطرافيان سرى سرى بايد چيزى بنام نازشست تقديم بكنند .